یادداشت | از حذف سایتهای تخصصی تا رشد همایشهای بیاعتبار
صبا منتی
در سالهای اخیر، یکی از تغییرات کمسروصدا اما مهم در فضای علمی کشور، کمرنگ شدن یا عدم ادامه فعالیت وبسایتهای اطلاعرسانی همایشها و کنفرانسهای علمی بوده است؛ سایتهایی که سالها برای بخشی از جامعه دانشگاهی، بهویژه دانشجویان، پژوهشگران و اعضای هیئت علمی، نقش یک مرجع نسبتاً قابل اتکا را ایفا میکردند. شاید این اتفاق در نگاه اول فقط یک جابهجایی رسانهای به نظر برسد؛ انگار وبسایتها کنار رفتهاند و شبکههای اجتماعی جای آنها را گرفتهاند. اما مسئله به این سادگی نیست. این جابهجایی، اگر اصلاً بتوان نامش را جابهجایی گذاشت، در عمل بخشی از نظم اطلاعرسانی علمی را تضعیف کرده و فضا را برای آشفتگی، بیاعتمادی و حتی رشد همایشهای کماعتبار و فیک بازتر کرده است.
سالها بود که برخی پایگاههای شناختهشده در این حوزه، بار معرفی، دستهبندی و اطلاعرسانی رویدادهای علمی را به دوش میکشیدند. وبسایتهایی مانند IranConference.ir، ConferenceAlert.ir یا AllConferences.ir، هر کدام در دورهای از فعالیت خود، به پژوهشگران کمک میکردند تا از زمان برگزاری همایشها، محورهای علمی، مهلت ارسال مقاله و جزئیات اجرایی باخبر شوند. اهمیت این سایتها فقط در «اعلام یک رویداد» نبود؛ کارکرد اصلیشان این بود که میان انبوه اطلاعیهها، رویدادهای علمی را در یک بستر نسبتاً منظم و قابل پیگیری عرضه میکردند. حالا با کمرنگ شدن یا توقف فعالیت چنین بسترهایی، یک خلأ جدی بهوجود آمده؛ خلأی که اثرش را بیش از همه دانشجویان تازهوارد، پژوهشگران جوان و کسانی میبینند که هنوز شبکه ارتباطی گستردهای در محیط علمی ندارند.
این خلأ دقیقاً در زمانی پررنگتر شد که فضای برگزاری کنفرانسهای علمی در کشور خود با مسائل دیگری هم درگیر بود. در این سالها، شرکتها و مؤسسات خصوصی متعددی وارد میدان برگزاری همایش شدند؛ اما همه این ورودها لزوماً به ارتقای کیفیت علمی منجر نشد. برعکس، بخشی از این جریان به تولید و ترویج همایشهایی انجامید که یا از اعتبار علمی کافی برخوردار نبودند، یا بیش از آنکه بر مبنای نیاز پژوهشی شکل گرفته باشند، بر پایه منافع مالی و جذب گسترده مقاله بنا شده بودند. در چنین شرایطی، نبود مرجعهای اطلاعرسانی دقیق، فقط یک نقصان فنی نیست؛ این غیبت، عملاً فرصت دیده شدن بیشتری به رویدادهای کماعتبار میدهد. وقتی پژوهشگر نتواند بهراحتی میان رویداد معتبر و غیرمعتبر تمایز بگذارد، میدان برای سوءاستفاده باز میشود.
از طرف دیگر، نباید نقش کمتوجهی دانشگاهها و مراکز علمی به اطلاعرسانی حرفهای در فضای مجازی را نادیده گرفت. هنوز هم در بسیاری از موارد، اطلاعرسانی همایشها یا ناقص است، یا محدود به چند کانال پراکنده و کماثر میماند، یا اساساً با درکی قدیمی از مخاطب انجام میشود. این در حالی است که نسل جدید دانشجویان، از همان بدو ورود به دانشگاه، عمدتاً اخبار و اطلاعات خود را از شبکههای اجتماعی و پیامرسانها دریافت میکند. این ابزارها، هرچند سریع و در دسترساند، اما مرجعیت علمی ندارند. محتوایی که در آنها منتشر میشود، اغلب پراکنده، ناپایدار و بدون نظام ارزیابی روشن است. در چنین فضایی، طبیعی است که خبر یک همایش معتبر در کنار تبلیغ یک رویداد کمارزش یا حتی فریبنده قرار بگیرد، بیآنکه تفاوت این دو برای مخاطب تازهکار بهروشنی قابل تشخیص باشد.
نباید فراموش کرد که این وضعیت محصول یک عامل واحد نیست. پاندمی کرونا، با تعطیلی یا غیرحضوری شدن بخش مهمی از فعالیتهای دانشگاهی، ضربه مستقیمی به زیست عادی کنفرانسها و همایشها وارد کرد. بسیاری از رویدادها لغو شدند، برخی به فضای آنلاین منتقل شدند و برخی دیگر عملاً از نفس افتادند. در این میان، وبسایتهایی که بعضاً بیش از یک دهه سابقه فعالیت داشتند و از اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود به شکل جدی در این حوزه فعال بودند، یکی پس از دیگری از صحنه کنار رفتند یا اثرگذاری گذشته خود را از دست دادند. این عقبنشینی فقط از دست رفتن چند دامنه اینترنتی نیست؛ از دست رفتن بخشی از حافظه و زیرساخت ارتباطی فضای علمی کشور است.
مسئله اینجاست که نبود این بسترها، فقط کار را سختتر نکرده؛ کیفیت تصمیمگیری علمی را هم پایین آورده است. پژوهشگری که برای ارائه مقاله، شرکت در یک رویداد، یا حتی برنامهریزی پژوهشی خود نیاز به اطلاع دقیق دارد، حالا باید در میان کانالها، صفحات پراکنده، پیامهای فورواردشده و تبلیغات نامعتبر جستوجو کند. این سردرگمی، هم زمان و انرژی جامعه علمی را هدر میدهد، هم اعتبار رویدادهای واقعی را تضعیف میکند. وقتی مسیر دسترسی به اطلاعات شفاف و متمرکز بسته شود، رویدادهای معتبر هم به اندازه قبل دیده نمیشوند و در مقابل، برگزارکنندگان همایشهای ضعیف یا فیک راحتتر میتوانند خود را پررنگ جلوه دهند.
به همین دلیل، مسئله فقط حسرت خوردن برای چند وبسایت قدیمی نیست. بحث بر سر یک نیاز واقعی و فوری است: بازسازی مرجعیت در اطلاعرسانی علمی. این بازسازی میتواند از مسیر حمایت از پایگاههای قدیمی و خوشسابقه آغاز شود؛ پایگاههایی که تجربه، شناخت و اعتبار اولیه لازم را داشتهاند و میتوانند با بهروزرسانی ساختار و مدل فعالیت خود، دوباره به چرخه اطلاعرسانی بازگردند. در کنار آن، ایجاد و تقویت بسترهای تازه نیز ضروری است؛ اما نه هر بستری. آنچه نیاز داریم، سامانههایی است که صرفاً نقش تابلوی اعلانات نداشته باشند، بلکه بتوانند با شفافیت، دستهبندی، راستیآزمایی اولیه و ارائه اطلاعات کامل، به پژوهشگر برای تشخیص رویداد معتبر کمک کنند.
دانشگاهها، پژوهشگاهها و نهادهای مرتبط هم نمیتوانند در این زمینه صرفاً تماشاگر بمانند. اگر قرار است کیفیت فضای علمی حفظ شود، اطلاعرسانی رویدادهای علمی باید بهعنوان بخشی از زیرساخت پژوهش دیده شود، نه کاری فرعی و حاشیهای. همانطور که برای برگزاری یک کنفرانس هزینه میشود، برای دیده شدن درست و معتبر آن هم باید سرمایهگذاری فکری و اجرایی صورت بگیرد. نبود این نگاه، در نهایت فقط به تضعیف ارتباطات علمی و گسترش بینظمی در این حوزه منجر خواهد شد.
هشدار اصلی همینجاست: اگر مرجعهای قابل اعتماد اطلاعرسانی علمی احیا نشوند، فضای کنفرانسهای کشور بیش از گذشته در معرض آشفتگی قرار میگیرد. در آن صورت، هم پژوهشگران سردرگمتر میشوند، هم رویدادهای معتبر کمتر دیده میشوند، هم میدان برای همایشهای بیکیفیت و فیک بازتر خواهد شد. محیط علمی، بدون شبکه اطلاعرسانی دقیق و منظم، آرامآرام قدرت تشخیص خود را از دست میدهد. این اتفاق شاید ناگهانی نباشد، اما فرسایشی و جدی است.
برای همین، وقت آن رسیده است که این مسئله جدی گرفته شود. حمایت از وبسایتهای تخصصی اطلاعرسانی همایشها، راهاندازی بسترهای جدید و معتبر، و بازنگری دانشگاهها در شیوه معرفی رویدادهای علمی، دیگر یک انتخاب لوکس نیست؛ یک ضرورت برای سلامت ارتباطات علمی کشور است. اگر این حلقه دوباره ترمیم نشود، هزینه آن را نه فقط چند وبسایت خاموش، بلکه کل زیست پژوهشی کشور خواهد پرداخت.
اطلاع رسانی همایش و کنفرانس های علمی، معتبرترین همایش و کنفرانسهای دانشگاهها پایگاه خبری اطلاع رسانی همایش و کنگره و کنفرانس های کشور